زیبایی

دوستِ خوبم عارف، داستان کوتاهی نوشته که از خوندنش لذت بردم، برای همین با اجازه‌ی خودش این داستان رو اینجا هم قرار میدم تا شما هم از خوندنش لذت ببرید.

همیشه شاد باشید.

********************

زیبایی

یه روز یه اسب کالسکه که خیلی هم بهش رسیده بودن و مزین و زیبا شده بود، از بقیه اسبهای کالسکه پرسید چرا باید این کالسکه رو بکشم؟!

اسبهای دیگه گفتن اگه این کارو نکنی شلاقت میزنن، درد داره… تازه باید افتخار کنی که چنین شغل و احترام و جایگاهی داری باقی اسبها آرزو دارن که جای تو باشن و …

اسب متقاعد شد و باز هم کشید.

یه ماه بعد دوباره از اسبها پرسید چرا باید این کالسکه ی لعنتی رو بکشم؟! مگه چقدر میخوان شلاقم بزنن مگه چقدر درد داره؟!

اسبهای دیگه گفتن خیلی شلاق میزنن، خیلی درد داره… تازه اگه این کارو نکنی میخوای چیکار کنی مثل یه موجود ولگرد و بی ارزش، مفت بچرخی و بچری؟

اسب متقاعد شد و باز هم کشید.

سالها بعد که اسب دیگه پیر شده بود و همچنان مانند تمام عمرش کالسکه‌ی اربابش رو میکشید، در مسیر حومه‌ی شهر اسبهایی رو دید که آزادانه در مراتع میچریدن و جست و خیز میکردن.

اسب پیر که مبهوت شکوه همنوعان آزادش شده بود از خودش پرسید آیا واقعا یال بافته ی من از یال اونها قشنگتره؟ آیا بدن براق من براستی از بدن اونا زیباتره؟ آیا من واقعا از اونا مفیدتر و باارزشترم؟ و بعد از خودش پرسید چرا باید این کالسکه‌ی آشغالی رو بکشم؟

اسب سر جای خودش ثابت موند و تکون نمیخورد نه اینکه تصمیم به نافرمانی داشته باشه، بلکه دیگه از بی معنی بودن کارش خسته شده بود.

خیلی شلاق خورد، خیلی درد کشید.

بعد از مدتی رنج برش گردوندن به اصطبل.

دو روزی داخل اصطبل تاریک و زجرآور موند، پیش خودش میگفت اوضاعم بهتر که نه بدتر هم شد ولی این هم میگذره شاید بتونم منم یه روزی روی اون مراتع آزادانه بدوم.

کامیونی اومد و اسبو داخلش بردن؛ در طول مسیر یک لحظه صحنه‌ی وزش باد به یالهاش روی مراتع از نظرش خارج نمیشد ولی آخرین مکانی که دید کشتارگاه باغ وحش شهری بود که هر روز با ضرب شلاق صاحبش، مسافرای شاد و هیجان زده شو جابجا میکرد.

عارف علیزاده (همون ملاعارفقلیِ خودمون)

********************

پی‌نوشت: پیشنهاد میکنم اجرای افغانی آهنگ بلاچاو (Bella Ciao) یا همون خداحافظ ای زیبا رو گوش بدید. این آهنگ که شکیب مصدق اجراش کرده، به دل میشینه. این آهنگ رو می‌تونید از این لینک دانلود کنید.

آمیرزا

یه برق‌خونده‌ی علاقه‌مند به برنامه‌نویسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *